هر روز یکی پستون
آشفته ی خوشگل می کنه حال همین یه دونه پلنگی که من استم
که خیلی بیش ترم از پستونش من مست مستم
ای وای بر این حال همین یه دونه پلنگ مست
مستی که من استم
که هی می چرخونم با پستونش تو روی شستم
هی های بر احوال همین یه دونه پلنگ مست مستی که من استم
که عین اون آقا که فیلسوفه داد می زنم: «پستون
دیدم پَ که هستم»
زیرنویس: «پَ»
کوچولو شده ی «پس» اون خودش بوده بوده