صفحه اول
فریشته های پلنگ خانوم
 

 

 

الا یا حافظ الکانی*، که کون دادن نمی‌دانی

که غمبل می‌کنی، اما ز کون دادن گریزانی

چرا پارانویا می‌شی، تو که خارش به کون داری؟

کمی غمبل بمان، آن وقت قدر کیر می‌دانی

سرش در کون خود جا کن، نگو حالا نمی‌خواهم

کمی که باز شد کونت، سوار کیر می‌رانی

به کیری کونت آذین کن، گهی که کون کنت گوید

که کون کن بی‌خبر نبود، که قدر کیر می‌دانی

هوای سرد و کیر شق و لمبرهای چون آتش

کجا گایند عین ما، چرا خاموش می‌رانی؟

همه کارم ز کون کردن به جلقیدن رسید آخر

بیا خم شو، بگو یا حق، دهان گیرش چو می‌دانی

اگر کیری همی خواهی پارانویا نشو حافظ

زند تا ته به ماتحتت پلنگ، این را تو می‌دانی

*الکانی معرب شده کونی هستش

 

 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site