|
صفحه اول
فریشته های پلنگ خانوم
|
|
خاطره نویسی برای رادیو زمانه
حج آقا دوش در پستو سر کیرش به عزم کون من برخاست
گره بگشود حاج آقا ز شلوارم
و در تاریکی ی پستو
به دستش اون یه کم باز بیش ترم تف زد
و گفت الله اکبر از بر و کونت
و بعدش اون به آهنگ ازل بگشود سوراخم
و اون وخ اون خودش خیلی زیادتر تا بگی
هی هن و هن در کون من انداخت
|
|