صفحه اول
حافظ پلنگ خانوم

ئی میل های عاشقانه پلنگ خانوم
آیه های کتاب پلنگ خانوم
 


فیلتر شکن

 

 

مجموعه الفبایی پلنگ خانوم


سايت‌های اکسير
وبلاگ‌های اکسير
کلمات- اکبر سردوزامی


 

 

 

شبانه ی منظوم و مینی مال فاک لاین 3
(یا فریب خوردن ِ کون کن ِ اجنبی)

ضروری مقدمه:

1- همانا این شبانه باز خودش خیلی زیادم می تونه اون بتونه که با یکی داریه زنگی اون خودش خونده بشه.
2- توی این یه دونه شبانه ناگهانی چندتا زنبور یه دفه پیدا می تونن که بتونن که بشن، چراچونکه اون کسی که واسه ی خودت روایت می کنه، اون می خوادش که بخوادش که خودت یادت بمونه همیشه تو زندگی که این نه که یه دونه واقعیّت اون بوده بوده، امماکن یک کم زیادترم خودش پُست مدرنی توی زندگیش داره، اگه نه هیچ زنبوری اون نمی تونه بتونه که بیادش توی ماجرای این روایت خیلی شبانه ی خودم.

 3- همانا این شبانه اوزان عروضش مفاعیلٌ مفاعیلٌ مفاعیل اون خودش بوده بوده تا که بوده، بعدش اون وخ دو نفر باید با داریه زنگی اونو اجرای نمایشی کنن: نمونه ی اجرای نمایشی ی اون این جوری می تونه که بتونه که باشه:
یه نفر باید اون بگه:
یه دونه اجنبی کیرش بلن شد
یه نفر دیگه امماکن باید داریه زنگی بزنه بگه: 
مفاعیلٌ مفاعیلٌ
مفاعیل.

آغاز روایت:
فصل اول: آغاز سفر

یه دونه اجنبی کیرش بلن شد
به باغ ِ اصغرِ اجدادِ من شد

فصل دوم: آن که فریب ظاهر همی خورد روزی

بدیدش کون ها چون آبِ دیده
چنان براق کون هرگز ندیده
سر کیرش به دستی تف بمالید
که کون را او بدین صورت بگایید
به آرامی به کونی او فرو کرد
به رفتن آمدن هی های و هو کرد

فصل سوم: فریب چهره نمایان می کند همین حالا

چو در کردن حواسش سرنگون شد

به شهوت رفت و تا مرز جنون شد

بدیدش او که از کونی خبر نیست

سر کیرش به کونی تا کمر نیست

عجب بودش که کونی دور می شد

عوض را دور و بر زنبور می شد

 

فصل چهارم: چنین گفت مردی کلامش درشت، گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

 

بپیچیدند زنبوران به زیرش

ز سوزش خم شدش او روی کیرش

در این هنگام در کونش فَرو شد

تو گویی تا به حلقومش چَپو شد

چو در ماتحت می شد تا گلویش

نبودش ایچ پروایی ز رویش

دهانش چون دهان غار وا شد

یه کیری توی غار با صفا شد

ز کون و از دهان کیرش بگایید

چو نخجیر اسیر از غم بنالید

 

فصل پنجم: مونولوگ های شبیه گفت و گو

 

بگفتا این نه خاک پُر ز کون بود؟

نه لمبرهاش غمبل تا کنون بود؟

کنون پس کیر در کونم چه باشد؟

سرش تا حلق و حلقومم چه باشد؟

یکی گفتا: چنین ما نقشه سازیم

به کون اجنبی تا دسته تازیم

یکی گفتا: چنین گاییم ما کون

به غمبل می کنیم ات خوب افسون

: یکی از ما هوا او می کند کون

سپس در کون تو صد کیر مجنون

بگفتا آه از این مرز و دیارا

که گاییدند با تزویر ما را

 

فصل ششم: اندر بازی که زمانه اون داره یه وختایی با هر کسی

 

چو نخجیری اسیر کیر گردد

ز کونش کیر ایلی سیر گردد

چنین بودند در آن خاک افسون

به ظاهر کونی و در عمق مجنون

جنون شان چون سگی که هار گشته

سوراخ اجنبی چون غار گشته

 

فصل هفتم: رهنمود راویت کننده ی روایت

 

مرو هرگز به باغ اصغر ای جان

که از کون و دهن گردی تو ویران

 

باشد که از این روایت یه عالم تازه بازم بیش ترم هر کسی اون یه دونه پندم بگیره برای روزگار اون
 

 

 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site  

 

فریشته های اون یکی سال