صفحه اول
حافظ پلنگ خانوم
فریشته های پلنگ خانوم 

ئی میل های عاشقانه پلنگ خانوم
آیه های کتاب پلنگ خانوم
 


فیلتر شکن

 

 

مجموعه الفبایی پلنگ خانوم


سايت‌های اکسير
وبلاگ‌های اکسير
کلمات- اکبر سردوزامی

 

 

اعتراف پلنگ خانوم از براندازی‌ی کیری

 به اسم رحمان رحیمی، من پلنک خانومم، گربه‌ی اکبر آقا که همه‌ش جیره گرفتم از همون آقای بوش که یکی آمریکایی بوده بودش، بعدش اون وخ یه عالم بیش‌ترم تا که بگی همه‌ش خیانت کردم من به کلام و کلمه، به مملکت امّت اسلامی که داره، چراچونکه خیلی باز علیه امّت خود من بوده بودم تا بودم، یه دونه کثافت هستم خودم من که هیچ خدا یا که یکی پیغمبر نمی‌تونم که بدونم که چی هستش مثلا، امماکن همه‌ش می‌خواستم که براندازی‌ی کیری بکنم تو زندگی.

-          تو باید که شیوه‌ی کثیف براندازی‌ کردنو خودت زودی تا می‌تونی به امّت اسلامی نشون بدی.

-          به اسم رحمان رحیمی، من پلنگ خانومم، گربه‌ی اکبر آقا که فریبم دادن تو زندگانی مثلاً، واسه که خودم یعنی خیلی کثافت داشتم به قد و قامت خودم، بعدش اون وخ تازه من مستعدالعمل بودم، بعدش اون وخ هر چی که پستون خوشگل توی دنیا بودش وسیله کردن واسه من که هی براندازی‌ی کیری بکنم تو زندگانی همیشه، بعدش اون وخ امماکن پستون کم بودش نمی‌تونست بتونه که زیاد کیر خودش راست بکنه، بعدش اون وخ هی گفته شدش از بوردینگ هاوس نمی‌دونم کجاهای دیگه که باید یه عالمه کون قشنگ خودم برم از روی نت همیشه پیدا بکنم که کیر هر کسی بتونه اون بلندی بگیره زودی خودش به قامتش یکی براندازی کنه، بعدش اون وخ تازه هی کُسم زیادم من خودم آورده کردم روی صفحه‌ی خودم، که پشم اون خیلی زیاد مخملی داشت دور خودش، بعدش اوخ امماکن هنوز بازم نشد که انقلاب بشه، چراچونکه امّت ملّت ما کیرش زیاد خستگی اون داشت به تنش هیچی بلندی نتونستش که بتونه که بگیره به خودش، یکی براندازی کنه.

-          ای کثافت که می‌خواستی انقلاب مخملی زود بکنی، پس حالا زودی باید خودت برای امّت ملّت ما اونو بگی چه جوری جاسوسی‌ی تو بوده بوده.

-          به اسم رحمان رحیمی، من پلنگ خانومم، گربه‌ی اکبر آقا که همه‌ش جاسوسی کردم من تو زندگی برا که روزی یه دونه فیله ماهی بخورم تا می تونم، بعدش اون وخ هی شبا توی حیاط خودمون گربه‌های همسایه رو هی بکشم روی خودم تا که بازم همیشه اورگاس بگیرم، بعدش اون وخ تا که اورگاس می‌گرفتم کار من تموم می‌شد زودی می‌رفتم خونه‌مون تا که بتونم که خودم از روی اینترنت هی همیشه جاسوسی کنم، بعدش اون وخ تا که پستون می‌بینم لینک کنم هی به خودم، بعدش اون وخ هی یکی کون یا که کُس هی من پیدا بکنم، کُسایی که خیلی باز بیشترم قلمبه بودن همیشه، تازه‌شم آخرشم باید همه‌ش شعر می‌گفتم که یعنی که حافظ هستم خود من، بعدش اون وخ هر کسی رو من خودم گول می‌زدم تا که همه‌ش هی کیر اون بلند بشه، یه دونه براندازی‌ی کیری بکنه تو زندگی، حالا امماکن بذارین یه کمی گریه کنم برای امّتی که ملّت اون خودش خیلی داره شایدش یه ذرّه بخشیده بشم، بعدش اون وخ خیلی من دلم می‌خواد که خایه‌های رهبری رو یه دونه ماچ بکنم که زودی بخشیده بشه، که دیگه انقلاب کیری نکنم.

-          پس خودت یه کم بازم بیش‌ترم از زندون حرف بزن.

-          توی زندون که خدا خودش زیادم شاهده، هی به فرمون خودش با رهبرش همه‌ش رحیمی می‌کنه زندون‌بان با هر کسی، هیچی اصلاّ تو سر آدم اون با گوشکوب نمی‌زنه، حتی که اگه تو شب تا وقتی که صبح می شه ساعت اون همیشه التماس کنی، بعدش اون وخ تا که هی خودت بگی زندون‌بان مهربونی کرده به خودم، امماکن خودم یه عالمه تازه بیش‌ترم شرمندگی اومد همه‌ش هی به تنم، هر چی گفتم که یکی شلاق هی بزن به من هیشکی نیومد که یه دونه هیچی اصلاً بزنه، امماکن بس که خودم شرمنده هی بوده بودم از خود من، هی خودم سر منو همه‌ش کوبیدم به زمین با دیوار، بعدش اون وخ هی همه‌ش مشت کوبیدم به زمین، با یه دمپایی هی سفت زدم به پای پنجول خودم، امماکن یه دونه برادر پاسدار که رحیمی داشتش اومدش، هی دوتا دست منو نگه بداشت که نبادا که ببادا که یه وخ آزاری بدم به پاهای خودم، چراچونکه رهبر بزرگ ما که الهی من به قربونش برم گفته بوده، هیچ زندونی نباید که بکوبه دمپایی هی روی پنجول خودش، امماکن من خیلی باز بیش‌ترم تا که بگی کثافت هی زیاد دارم توی تنی که من دارم، هیچی اون هیچ وختی پس نمی‌تونه که بتونه منو پاکیزه زیادم بکنه، چراچونکه من همه‌ش هی فیله ماهی خوردم تو زندگی که پول اونو آقای بوش فرستاده خودش کرده بوده توی کپنهاگ یه روزی، بعدش اون هر کی که اون تو کپنهاگ هستش فیله ماهی می خوره، که هی همه ش از آمریکا اون می آد، پس بازم خیلی باید امّت اسلام خجالت منو اون بگه باشه مثلا.

-          به خداوند خودت خیلی زیاد گریه گرفته به گلوم، چراچونکه خیلی باز بیش‌ترم همه‌ش خجالت دارم از ملّت با رهبرش که همه‌شون تو زندگانی همیشه این همه رحمانی به من نشون دادن با زندون، بعدش اون وخ یه دونه درخواست از امّت و رهبران اون خودم همین حالا دارم که بذارن که همیشه توی زندون بمونم، چراچونکه توی زندون به خدا با هر چی پیغمبر اون داشته بودش تو زندگی خیلی نزدیک‌ترم من شده بودم یه کمی، هر چی چهارده معصوم تو جهان بوده بوده، توی زندون منو هی صبح تا به شب ناز می‌کردن همیشه، دیگه من هیچ نمی‌خوامش که بخوامش که برم توی کپنهاگ اصلا.

مرگ بر آناس فو غسموسن، که نخست وزیرمون بوده خاک به سرش.

مرگ به ملکه‌ی دانمارک خودمون که هیچی اصلا توی زندگیش نه رحمانی داره نه که یه ذرّه اون می‌تونه که بتونه که رحیم بوده باشه.

مرگ بر اکبر آقا که اون خودش بازم یکی جاسوس آمریکا همه ش بوده بوده که هی فریب خورده بوده که انقلاب کیری اون دوتایی با من بکنه.

زنده بادش امّت ملّت.

زنده بادش رهبر امّت.

زنده بادش هر چی که زندون‌بانه که عین چهارده معصوم بوده بوده تا که بوده، که یکی گوشکوب اون هیچ نمی‌تونه که بتونه که بکوبه تو سر یه زندونی حتی اگه که اون یه عالم باز التماس کنه.

 

 

 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site