صفحه اول
فریشته های پلنگ خانوم
 

 

 

بمالان به پالان
(شبانه ی
منظوم و مینی مال ِ
فاک لاین ِ پیرزن و پیر مرد)

دوتا پیر زن یک شبی اون جا هاشون خارش گرفت
یکی شون همی دست کردش به اون جاش و مالش گرفت

یکی دیگرش گفت آبجی فدات شم بمالان کمی مال من
بگفت آن یکی من فدات شم بیارش بمالش به پالان* من

همی هر یکی هی بمالید پالان خود را به دالان او
سپس اَر و اَر کرد هر یک برای کُس و کون نالان او

که پیران به اجبار از مالش کُس به اَر اَر رسند
زمانی که کُس، کون بمالد و هر یک به هم برکشند

چنین است رسم ز خارش برون رفتن پیر زن
که پالان بباید بمالد به کُس آن عجب شیر زن

نیابی تو حتی یکی پیر مردی به از پیر زن
جهان را سراسر اگر تو بگردی چو یک شیر زن

که پیری است معجون مفلوکی و عین بیچارگی
بمالان به پالان و غم را بگو گم شو ای پارگی*
 

* پالان: لمبر (فجپخ)
* پارگی: دریده و دریدگی (فجپخ)

فجپخ: کوچولو شده ی فرهنگ جیبی ی پلنگ خانوم اون می تونه که بتونه که باشه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site