همانا این شعر با مصورش تقدیم می شه به بابا هادی خرسندی
فلک پس تو
چرا این جور خودت بیخانهمونم کردی آخر
فلک واسه چی تو این جوری جدا از قاچ کونم کردی آخر
میان تخته نردِ لمبر و کون ای فلک جون ای فلک جون
شش و پنجی
بازم بیشتر یه عالم هی به جونم کردی آخر

رباعی ی برزگر بابا طاهر عریان
یکی
برزیگری که خیلی اون هی بیشترم بیچاره نالان بود در این دشت
به یاد چاکِ داغ و لُپّ کونت اون به تنهایی خودش هی لاله و بعدش اون وخ
چندتا بازم آلاله میکشت
همی هی دولا شد روی زمین کشت و همی هی اون به یاد لُپّ کون و چاک ِ ناز و
نرم اونت گفت دریغا
چراچونکه خودش خیلی بازم بیشتر میدونست که بباید کشت و تازه بعدش اون
وخ هشت و تازه باز اون وخ هی زودترم رفتش از این دشت
*****
رباعی های هرجنس گرایانه ی بابا طاهر عریان
این رباعی رو بابا
طاهر یه روزی وختی خودش رفته بوده توی سونا فوری خودش گفته بوده،
چراچونکه یه دونه پسر هفده ساله دیده بوده که تنش خیلی زیاد جوونی اون
داشته بوده، عین که خودش یکی بابا طاهر بوده بوده که خیلی امماکن حالا
جوونی اون داشته بوده، بعدش اون وخ یه دفه اون بابا طاهر که بوده، آه اون
زودی گرفته به نهادش مثلاً، چراچونکه پسره خیلی زیاد بیشترم قشنگی اون
داشته بوده توی تنش، با شونههاش، با کمرش، که این جوری قشنگ هی رفته
بوده تا کپلش، بعدش اون وخ تازه باز کیر خودش خیلی قشنگ راست بوده، سرخ
بوده، تپل بوده، تشعشع ِ زندگی اون خیلی زیاد داشته بوده.
بعدش اون وخ بابا طاهر که خودش خیلی بازم بیشترم پیری گرفته به تنش، کیر
خودش مچاله بوده لای پاش، راست نمیتونسته که هیچ جوری بتونه که بشه، یاد
اون میافته که امماکن کون خودش هنوز سوراخ داشته بوده، پس اون وخ گفته
بوده اون به خودش زندگی فرق نمیتونه بتونه که زیاد داشته باشه، که یکی
کون بکنه یا که به کونش بکنن، پس همانا یه دونه خودش نگاهی می کنه به کیر
آقا پسره بعدش اون وخ یه دونه رباعی این جوری میگه:
غم کیرت به تار
و پود کونم کرده ریشه
به درگاه دو گردوخایهات نالم خدا دونه از الان تا همیشه
رفیقان قدر این کیر قشنگ و سفت و شق شق را که توی این سونا هستش بدونید
اجل عین یکی سنگ است امماکن آدمِ بیچاره اون خیلی خودش هی بیشترم باز
عین شیشه
2
غم اون کلهی پُف کردهی کیرت بیابون پرورم کرد
فراق خایههات پس کی میتونی که بتونی که بدونی مرغ بی بال و پرم کرد
بمو واجی صبوری کن سرش روزی گذارم خیلیام هی سفتترم من تا ته ته توی
کونت
صبوری امماکن ای من فدای گردیی هم سفت و هم نرم سر کیرت یه دونه خیلیام
باز بیشترم هی طرفه خاکی بر سرم کرد
3
چه خوش بی وصل اون کیر قشنگ این جوری دل دل زنت
این امشبک بی
مرا وصل دوتا خایهی تو که هی تُپ و تُپ بخوره به کونم خیلی ام باز بیش
تر آرام دلک بی
ز مهر اون تنت، اون قد و قامت، اون جوونی، شونههات با اون کمر، با اون
کپل، ای نازین خوش کیر و خوشتر هر دوخایه
خدا دونه به هر چیزی که میخواهی همین الان قسم، هم مرز کونم واز و، هم
که کیرک پژمرده ام یک ذرّه بادش بر سرک بی
4
بدون سفتی و
نرمی ی خیلی خیلی داغ کیر تو سر در بیابانم شو و روز
شرشک خیلی بازم مو بیشترم تا که بگی از دیده بارانم شو و روز
نه بیمارم که مو زودی برُم دکتر بگُم این جام و این جام میکنه درد
همی دونم همهش مو از فراق اون نرفته توی کونم خیلی نالانم شو و روز
5
یه کون دارم خریدار دودولت
از او گرم است بازار دودولت
لباسی بافتم بر قامت اون
ز پشم دور و ادوار دودولت
رباعی های نیمایی بابا طاهر عریان که تازه اول اون باید یکی فریشته هم خودش باشه

تو فوراً امماکن بازم یکی آخ آخ کنی تا که خودم وحشت کنم زودی در آرم
تو که هیچ وخ نسوزه اون کُس خیلی بازم بیشتر همهش لُخت و همهش داغ و همهش آبدار و نازت
چرا پس هی خودت تا که میآیی خونه من زود میکشی پایین و زود دولا میشی و زود میگی تا بدووم کونت بذارم
******
کُس تو
کی ز کیرُم با خبر بی
کجا کونت مثال کیر مو خونین جگر بی
یه کُس با کون که اون خونین جگر هیچ وخ توی دنیا نبودی
کی از کیر یکی خونین جگر اون هیچ می تونه که بتونه که یه روزی با خبر بی
*****
کُس بیکیر را افسردن اولی
یه دونه کون که اون هیچ کیر نداره مُردن اولی
یکی کون و کُسی که کیر نداره که بره توش و یکی ارگاس بگیره
خودش با پشم دورش خیلیام باز بیشترم هی ذره ذره توی آتش سوتن اولی
*****
نکن
کاری که کیرم سنگت آیو
سوراخ کون قشنگت لای دوتا لمبرانت تنگت آیو
چو فردا کونکنان توی صراط پُل همه از تنگی و از کون بگویند
تو وینی کون تنگت بعدش اون وخ چون ندادی مو کُنم توش هیچ روزی ننگت آیو
*****
رباعی ی عطار و بقال بابا طاهر عریان
غم و درد
عجبکیر مو ای جان دل از عطار واپرس
درازاندازهاش را وخت کردی از حسن بقال واپرس
خلایق هر یکی چش بسته هی صد بار خوردند
تو که جان و دلی مُردم برات امشب بیا یک بار واپرس
*****
رباعی ی اولتیماتوم دار بابا طاهر عریان
نکن کاری
که کیرِ نرم و نازم سنگت آیو
سوراخ کون قشنگ و نرم و داغت تنگت آیو
چو فردا کونکنان مثل من از کون بنالند
تو وینی کون نرم و داغ و تنگت ننگت آیو
*****
دو نسخه از رباعی ی جنگنده ی بابا طاهر عریان
این نسخه توی
خرابه های افغانستان توی جیب یه آدمی که پیدا شده. خود اون آدمه امماکن
کله نداشته هیچی بعدش اون وخ یه دونه پای خودش تازه بازم کنده بوده
افتاده بوده نمی دونم که کجا:
به الله و به
بالله و به تالله
قسم بر آیهی نصر و من الله
که دست از کون تنگت برندارم
اگر کشته شوم الحکم لله
در نسخه ای که خودش
توی بمبئی اون هستی داره بیت سوم امماکن خیلی بازم بیش ترم تفاوت اون
داشته بوده تا که بوده:
به الله و به
بالله و به تالله
قسم بر آیهی نصر و من الله
که دست از کون و از کُس برندارم
اگر کشته شوم الحکم لله
*****
رباعی ی دانشمندانه ی بابا طاهر عریان
یه دونه
آدمی که اون خودش یا که میده یا میکنه از جان نترسد
همون جور آدمی وختی که میده میکنه از بند و از زندان نترسد
چراچونکه همون اون آدمه که گفته استم خیلی باز هی گرگ گشنهش
یه دونه گرگ وختی گشنه استش هیچی اون از هی هی چوپان نترسد
*****
رباعی های سانسور نشده بابا طاهر عریان شماره پنج
چه خوش بی
وصل کونت امشبک بی
مرا وصل کُس و کون تو آرام دلک بی
ز مهر کونت ای شیرین خوش چاک
خدا دونه مدامم کیر بادش بر سرک بی
*****
رباعی های سانسور نشده ی بابا طاهر 4
غم عالم
خدا دونه نصیبِ قامتِ این کیرِ ما بی
به دورِ ما کُس و کون هر کجا اون کیمیا بی
رسد گاهی به چاکی یا که کونی کیر هر کس
امماکن کیر ما دردش همیشه صبح تا شب بیدوا بی
*****
شمایل سانسور نشده بابا طاهر عریان
این شمایل بابا طاهر عریان هستش که از روی نسخه ی بمبئی
عکاسی شده

*****
شکوه نامهی سانسور نشدهی ننه طاهر عریان
همانا اگه که از هر دونه
بچه بپرسی اون خودش خیلی بازم بیشترم خوب میدونه که همون وخ که یه دونه
بابا طاهر اون عریانی زیاد داشته بوده، یه دونه کوچه همونورتر از اون یه
دونه صغرا بگُم بوده بوده که تخلص اون خودش داشته بوده که خیلیام بیشترم
اون ننه عریان هی میخواسته که بخواسته که باشه، امماکن فرهنگی که اون
همهش هر وخ اسلامی بوده، هی خودش خواسته بخوادش که همهش هر چی که آزاده
زن اون هر جا بوده، زودی عریانیی هر جای اونو بگیره سانسور بکنه،
چراچونکه یه دونه زن توی دنیا همیشه، که اون وخ هر جای اون بیشترم
عریانی داشته بوده، ترس میداده به تن هر چی حکومت که بوده، امماکن هر چی
حکومت هست اون باید زودی بدونه که صدای معصوم ننه طاهر اون نمیتونه
بتونه که همیشه پشت ابری بمونه، هیچی نیادش بیرون، چراچونکه همیشه هر جا
که باشه یه دونه پلنگ خانوم زندگی داره اون خودش. پس همانا تو میتونی که
بتونی که ببینی که صدای ننه طاهر اون خودش خیلی بازم قشنگترم بوده بوده
تا که بوده.:
سرِ گرد ِهمین کیرِ قشنگِ یک وریت پستونک من
چه میخواهی از این چاکم از این یک لوبیا چوچولک من
تو که هیچ وخ یه ذرّه هیچ نمی مالی به هیچ جام
چرا هر نیمه شب هی میزنی زیر همین چوچولک من
*****
توضیح دوباعی های بابا طاهر عریان
همان گونه که هر کسی خیلی بازم خوب اون می تونه که بتونه بدونه بابا طاهر عریان هم که دوباعی نوشته کرده بوده بوده هم که رباعی، امماکن چونکه دوباعی هاش اوزان عروض اون خودش خیلی زیاد درازی اون داشته بود، یه عالم بیش ترم ترس می ریزه به تن خواننده، پس همانا واسه که خواننده خیلی زیاد ترس نگیره اون یه روزی به تنش، حالا ما دوباعی پس خیلی زیاد عرضه نمی تونیم زودی بکنیم، امماکن بعد که ترس تو یه کم بیش ترم ریخته شدش همه شو هر چی که هست یه دفعه عرضه می کنیم برای تو.
*****
رباعی های سانسور نشده ی بابا طاهر
رباعی شماره
دو
دلا وختی همهش
غافل ز پستونی چه حاصل
دلا وختی بدون لمبر و کونی چه حاصل
بود جایت میان لمبر و کون و دو پستون
امماکن وختی قدر خود نمیدونی چه حاصل
