شعرهای پلنگ خانوم


 

صفحه اول
حافظ پلنگ خانوم
فریشته های پلنگ خانوم 

ئی میل های عاشقانه پلنگ خانوم
آیه های کتاب پلنگ خانوم
 


فیلتر شکن

 

 

مجموعه الفبایی پلنگ خانوم


سايت‌های اکسير
وبلاگ‌های اکسير
کلمات- اکبر سردوزامی

 

 

نسخه ی شعر پوتین هادی خرسندی
نسخه ی پنج بیتی ی سالگرد انقلاب های خرسندی
نسخه ی تازه پیدا شده ی شعر انقلاب هادی خرسندی
شوورم با خود من با بورخس
زن من با خود من با کافکا
شعرهای هرجنس گرایانه ی بابا طاهر عریان
یه کسی می آید
یه دونه شعر فریشته ها که با چت می کنن همدیگه رو
شعر حاجی فیروز




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نسخه ی شعر پوتین هادی خرسندی

یه دونه از عوامل پلنگ خانوم این شعر هادی خرسندی رو توی راه روسیه پیدا خودش دیروز اون کرده بوده، پس همانا پلنگ خانوم که حافظ فرهنگ با شکوه ایرانی اون همیشه بوده بوده ناچاری داره خودش خیلی بازم بیش ترم که اینو امروز زودی منتشر کنه.
 

گفت پوتين: بوش اگر ناراحت است
من براي رفع آن شیش تا خودم امشب به او کون مي دهم

ساعتش را گر به آلباني زدند
بنده در روسيه تا هرچی که هی جون داشته باشم زیر اون کون می دهم

تا شود رفع ملال از خاطرش
بنده  با تنبون پایین، کون غمبل، وازلین و مازلین مالیده ساعت ها خودم کون از دل و جون می دهم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نسخه‌ی پنج بیتی‌ی سالگرد انقلاب هادی خرسندی

این نسخه رو یه دونه از عوامل پلنگ خانوم، توی یه دونه از خیابونای سان فرانسیسکو پیدا کرده بوده، نصف اون روی زمین بارون هی خیلی زیاد خورده بوده، خیسی گرفته بوده حرفای خودش، بعدش اون وخ جای کفشای آدیداس رو اون هی خط خط مونده بوده، امماکن شما می‌تونی که بتونی که همین نصف اونو خونده کنی، دانش تو بیش‌ترم خودش زیادی بگیره. پس همانا تو باید خوب بدونی که این شعر هادی خرسندی خیلی‌ام بیش‌ترم قافیه دار بوده بوده، امماکن یه لنگ اون خیلی بازم بیش‌ترم آزادی واسه‌ی خودش داشته بوده که تا که اون هر چی می‌خوادش که بخوادش بتونه کش بگیره به وزن و آهنگ خودش.

اون خلق، که بیست و دوی بهمن، خیلی باز بیش‌ترم، عین قدیما، حشری شد

از بس که خودش، به تنهایی، اون هیجان داشت، نتونست که بتونه که بفهمه، که چه جور شد، که دو باره، اون بازم، عین همون قدیم قدیما، کمری شد

افسوس، که اون هی «الکی‌ملت» ِ خرسند، با اون شصت و سه میلیون

بازیچه‌ی یک مشت آخوندِ واجبی‌ساز و دودول ختنه کن و چراغ‌کش ِ ثابت ِهفتاد و دو سه تا نفری شد

چپ، که اون خودش، خیلی بازم آخوند بودش، چپّه شد و، در سمت ِ خادم مسجد

مشغول، خودش زودی، به جارو کشی و رفتگری‌ی آخوندَکِی، امماکن، تازه بازم بیش‌ترم چپ چپکی شد

اون توده‌ای‌یه، که اون همه‌ش، شرافتا،ً واکس می‌زد، پشم ِ دوتا خایه‌ی مسکو

علاف ِ دوتا واکس زن ِ خیلی بازم بیش‌ترم قالتاق ِ قالپاق‌کش ِ باز کش کش ِ «کش‌مسکوکیانوری» و «مسکوطبری» شد

با پشت خم و بنیه‌ی کم جبهه‌ی بی‌جبهه‌ی بیچاره‌ی ملّی

در خدمت ملاّ اون همه‌ش دولا شدش، سه لا شدش، کوجوله شدش، تا آقا خرسندی بتونه که بگه، اون سمتش خیلی بازم بیش‌ترم باربری شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نسخه ی تازه پیدا شده ی شعر هادی خرسندی

 
همانا خیلی وخ پیش یه دونه از عوامل پلنگ خانوم، یه دونه شعر هادی خرسندی رو، اون به تنهایی دیده بوده توی یکی کتاب خونه، که خودش اون توی کلکته بوده، بعدش اون وخ امماکن پشت یه دونه قفسه تو زیر زمین افتاده بوده همیشه، عین یکی غریب که خیلی تازه باز بیش ترم اون هی غربتی باشه.
آقای هادی خرسندی امماکن خودش گفته بوده، اون به عوامل خودش، که یکی ش اصغر آقا بوده بوده تا که بوده، که یه دونه شعر این جوری، اون هیچی نگفته یه روزی تو زندگانی مثلا، که همه ش این جوری هی بیتای اون یکی یکی درازای یاش زیاد بشه.

اومدش با همه ي پختگي ام امماکن زودی منو خامم کرد

ملتِ یه ذرّه من زنده بودم، امماکن خیلی بازم بیش ترم امتِ اسلامم کرد

به درختي که خودم کاشته بودم امماکن هیچ وخ اون ریشه نداشت زودی گرفت این جوری آويخت منو

با طنابي که خودم بافته بودم امماکن خیلی تازه بیش ترم پوسیده بوده بوده بوده بوده بود، پیچوند به گردن خودم زود منو اعدامم کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شوورم با خود من با بورخس (شعر شتر سواری دولا دولا نمی شه)

ضمیمه ی پرونده ی ویژه ی بورخس


شوورم وقتی که هی بورخس بورخس می‌کنه
توی این زیر شیکمم خیلی بازم بیش‌ترم غلغلک اون زودی می‌گیره به تنش
هوس ِ خیلی بازم بیش‌ترم شتر سواری می‌کنم

شوورم تا که دهن وا می‌کنه که کافکا اون این جوری گف اون جوری گف
مغز همون زیر شیکمم که گفته کردم بالا تیر می‌کشه تا تهِ انتهای اون
هوس ِ خیلی بازم بیش‌ترم شتر سواری می‌کنم

شوورم تا که می‌گه پروست من هیچی دیگه زیاد طاقت نمی‌تونم که بتونم که خودم تو زندگی داشته باشم
بعدش اون وخ بایدش زودی فرو کنم یکی کیر اونو توی خودم
توی دهنم
تو این ورم
تو اون ورم
تو لای دوتا پستونم
قاچ کونم
قاچ کونم
تو هر کجایی که بتونه که بره خودم می‌خوام فداش بشم

بعدش اون وخ تازه باز بیش‌ترم یه عالمه
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
همه‌ش باید لب بگیرم با چندتا گاز بیش‌ترم از لب اون
لیس بکشم به گردنش
تا سینه‌هاش
تا شیکمش
لیس بمالم یه عالمه به کیر سرخ اون که خیلی بیش‌ترم خوشگلی داره تو جهان
میک بزنم زیادترم من به سرش
میک میک میک میک به سرش
که چیکه‌ چیکه هی از اون شوری می‌ریزه خوشمزه

بعدش اون وخ هی می‌خوامش که بخوامش که همه‌ش قلمبه‌ی تخم اونو هف هشتا هی بیش‌ترم با زبونم ناز بمالم

که گردکاش خیلی پدر سوخته همه‌ش دلش می‌خوادش که بخوادش که بره تو کیسه‌ی خایه‌ی اون قایم بشه، الهی من فداش بشم
میک بزنم به این ورش
میک بزنم به اون ورش
تا یکی یکی خایه‌هاش -هر کدومش به تنهایی- قل بخورن توی کیسه‌هاش
بالا برن
پایین بیان
تا کیر اون، الهی من فداش بشم، قد بگیره تا می‌تونه به قامتش
کله‌ی اون باد بگیره

پُف بکنه
خروس بشه
جنگی بشه
هی اون گردن بگیره
این جوری این جوری کنه
تکون تکون دل بزنه

بعدش اون وخ یه دونه دس بگیرم به بیخ ِ کیر سفت اون
روش بشینم تا که بره، فداش بشم، تا هر کجایی که می‌تونه که بتونه که بره


سپسش اون وخ خودم به تنهایی
عین یه آدم عرب
عین آدم عجم
یه عالمه بیش‌ترم شتر سواری بکنم
دینگ دالی لانگ
دینگ دالی لانگ
که هر کسی اون بدونه
«شتر سواری دولا دولا نمی‌شه»
«شتر سواری دولا دولا نمی‌شه»

بعدش اون وخ نمی‌تونی که بتونی که بدونی که جهان چی به هستش مثلاً
چراچونکه یه دونه پروست که خیلی ناز داره فرو می‌ره توی کُسم
بعدش اون وخ یه دونه کافکا که خیلی بیش‌ترم تازه خودش نازی داره بیرون می‌آد
سپسش یه دونه بورخس که خودش چش نداره هی با نوک عصای اون
تِلِق تِلِق
تِلِق تِلِق
آروم می‌کوبه تو کُسم
یه وخ دیگه‌ش تو کون من
که من دلم خیلی بازم بیش‌ترم ضعف بگیره همه‌جاش

بعدش اون وخ دیگه من همه‌ش باید ناله کنم داد کنم
بکوب
بکوب
سفت بکوبم به کُسم
آهان
آهان
بازم
بازم
آخ
آخ
آخ
می‌خوام
می‌خوام
بازم
بازم
آهان
آهان

هیشکی اون مثل خودم هیچ نمی‌تونه که بتونه که با هم سه تا شوور داشته باشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زن من با خود من با کافکا (یعنی شعر نمی تونم که بتونم که بدونم که چرا)

ضمیمه ی پرونده ی ویژه ی کافکا


زن من تا که می‌گه پروست اون گفته نمی‌دونم چی چی
کیر من برای اون زودی بلندی می‌گیره به قامتش
نمی‌تونم که بتونم که بدونم که چرا

زن من تا که می‌گه کافکا خودش به تنهایی گفته یه چیزی یه روزی
کله‌ی کیر خودم تازه بازم بیش‌ترم تا که بگی پف می‌کنه برای اون
نمی‌تونم که بتونم که بدونم که چرا

زن من تا که می‌گه بورخس، من هیچی دیگه زیاد طاقت نمی‌تونم که بتونم که بازم داشته باشم

بعدش اون وخ زودی باید که فرو کنم خودم توی کُسش
یا کون اون
یا دهنش
یا که بمالم به یه جای شیکمش
یا که تنش
یا که یکی لب بگیرم از لب اون
گاز بزنم به گردنش
به لُپّ اون
گیجی می‌گیره به سرم
با تن من
با لب من
گاز می‌گیرم هول هولکی یه دونه پستون اونو
چنگ می‌زنم رون اونو
بالاترش
قلمبه ی کون اونو
لیس می‌کشم به هر کجای شیکمش

پایین ترش
مثلثش

بعدش اون وخ پایین تر از مثلثش
روی اونو
توی اونو
میسره‌شو
میمنه‌شو


بعدش اون وخ نمی‌تونی که بتونی که بدونی که جهان چی به چی هستش مثلاً
چراچونکه یه دونه پروست هی اون هانی هانی می‌کنه
یه دونه کافکا خودش به تنهایی خیلی بازم بیش‌ترم هی می‌گه آه آه آه آه
یه دونه بورخس اون توی دهنم هی خس خس خس می‌کنه زبون‌مو لیس می‌کشه
بعدش اون وخ تا که من یه دونه ارگاس می‌گیرم با زن من
بورخس و پروست و کافکا نمی‌تونم که بتونم که بدونم که دیگه چی چی می‌گن

امماکن فردا دوباره تا که خورشید بزنه صبح بیاد تو زندگی
زن من هی اونا رو هر سه تاشو بازم می‌آره پیش ما
نمی‌تونم که بتونم که بدونم که چرا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یه کسی می‌آدش
 

یه شعر که تقدیم می خوامش بکنم به فروغ فرخ زاد چون که اون خیلی زیاد بیش ترم ناز بودش یه وختایی

یه کسی می‌آدش

یه کسی می‌آدش

به خدا راست می‌گم

یه کسی که هیچی باز شکل کسی اون نمی‌تونه که بتونه که باشه

من خودم به تنهایی خواب‌شو دیدم که می‌آدش به خدا

مثل بابات اون نیستش مثلا

مثل مامانت اصلا نمی‌تونه که بتونه که باشه

مثل این اکبرآقا

مثل اون اصغر آقا

مثل هیشکی اون اصلا نمی‌تونه که بتونه که باشه

اون فقط مثل خودش تنهایی هستش مثلا

امماکن بازم تازه وقتی بیاد

تخماشو این جوری اون سفت می‌گیره توی دستاش مثلا،

بعدش اون وخ امماکن هر دوتاشو با هم دیگه،

این جوری زودی بهت خودش حواله می‌کنه

 

یه کسی می‌آدش

به خدا راست می‌گم

من خودم خواب‌شو دیدم که می‌خوادش بیادش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یه دونه شعر فریشته ها که با چت می کنن همدیگه رو

 malesh

-         سلام موشی، مُرده شدم برات، دل من اون زیادترم می‌خوادش-         من‌ام خودم دارم مُرده می‌شم عزیزم، چیک و چیک ازم می‌ریزه، هی دلم می‌خواد بخوامش -         آخ نگو نگو-         می‌‌خوامش-         تو رو خدا نگو-        می‌خوامش-      من خودم زیادترم حالا -         می‌خوامش-         آخ بخوا بخوا-         می‌خوامش-         دست بکش بهش-         می‌کشم-         لیس بکش به‌‌ش-         می‌کشم -         یه دونه پس توام-         می‌کشم-         دست به پستونام-         می‌کشم-         به سرش لیس بکش-         می‌کشم -         آخ بکش بکش-         می‌کشم -         شلوارتو پایین -         می‌کشم-         چار انگشتی بهش-         می‌کشم-         یه دونه لیس بکش-         می‌کشم-         وسط‌ شم بکش-         می‌کشم-         بغلش، اون‌ بغل-         می‌کشم-         چوچولم لیس می‌خواد-         می‌کشم-         مُرده من شدم-         بکشش-         می‌کشم -         می‌کشم-         می‌کشم-         یه عالم لیس همه‌ش -         می‌کشم-         آخ آخ-         اوف اوف-         بکشش -         با فشار بکن-         می‌کنم-         آه آه -         اوف اوف -         آخ آخ-         من دارم می‌آم-         صب کن-         آخه می‌خوام بیام-         صب کن، بذا با هم بیاییم -         زود باش -         حالا می‌آم می‌آم-         زود باش-        حالا همین حالا-        زود باش-     اومدم-         آخ آخ -         اوخ اوخ -          بیا روی ممه‌هام-         اومدم-         بیا روی صورتم-         اومد-         فوارّه بریز-         آخ آخ-        آخ -         آخ -         اوخ -         اوخ-         او-         خ-         ا-         و-         خ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شعر حاجی فیروز پلنگ خانوم

من ارباب خودم هستم همیشه
ارباب خر هیشکی اون نمی‌شه
نمی‌شه آخ نمی‌شه آخ نمی‌شه
بزن بشکن، بزن بشکن، همه‌‌ش بشکن همیشه

 

 

 

 
 
 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site